
نسبت ریسک به ریوارد در ترید چیست؟
شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشه که بیشتر معاملات از نظر تعدادی با سود بسته شود، اما موجودی حساب در پایان دوره زمانی، کمتر از ابتدای آن باشد. اگر کمی دقت کنیم، دلیلش این است که چند زیان بزرگ میتواند سود تعداد زیادی معامله را از بین ببرد. برای همین، پیش از ورود به معامله باید علاوه بر احتمال موفقیت، اندازه سود و زیان احتمالی را هم بسنجیم. نسبت ریسک به ریوارد به همین پرسش پاسخ میدهد که برای رسیدن به سود موردنظر، چه مقدار از سرمایه را در معرض زیان قرار دهیم؟ این مقاله قرار است با محوریت این پرسش، به بررسی مفهوم و روش اندازهگیری نسبت ریسک به ریوارد بپردازد.
نسبت ریسک به ریوارد (Risk to Reward) چیست و چرا در ترید اهمیت دارد؟
به زبان ساده، نسبت ریسک به ریوارد، زیان احتمالی معامله تا حد ضرر را با سود احتمالی آن تا حد سود مقایسه میکند. مثلا اگر در یک معامله احتمال ضرر 100 دلاری را بپذیرید و هدف سود را 200 دلار قرار داده باشید، نسبت ریسک به ریوارد شما 1 به 2 است؛ یعنی بهازای هر واحد ریسک، دو واحد سود هدفگذاری کردهاید.
در این تعریف، ریسک همان زیان برنامهریزیشده تا حد ضرر است، نه کل پولی که وارد معامله میکنید. البته زیان واقعی ممکن است بهدلیل لغزش قیمت یا هزینههای معامله با این مقدار تفاوت داشته باشد.
اهمیت نسبت ریسک به ریوارد زمانی مشخص میشود که در یک بازه زمانی، چند معامله را کنار هم بگذارید و براساس آن هدف سودی را برای خود تعریف کرده باشید. اگر سود هر معامله موفق 2 برابر زیان هر معامله ناموفق باشد، برای جبران یک باخت به دو برد نیاز ندارید؛ یک برد میتواند زیان دو معامله را، پیش از هزینهها، جبران کند.
فرمول و آموزش محاسبه نسبت ریسک به ریوارد به زبان ساده
برای محاسبه نسبت ریسک به ریوارد به 3 عدد نیاز دارید:
قیمت ورود، حد ضرر و حد سود
با در نظر گرفتن 3 عدد بالا، نسبت ریسک به ریوارد به دست میآید که در ادامه آورده میشود:
[Entry - Stop Loss] = Risk
[Take Profit - Entry] = Reward
R/R = Risk / Reward

فرض کنید فاصله ورود تا حد ضرر 10 واحد و فاصله ورود تا حد سود 20 واحد باشد. حاصل تقسیم ریسک بر ریوارد 0٫5 است و نسبت را بهصورت 1 به 2 مینویسیم. به عبارتی:
ریسک به ریوارد 1 به 2 = سود هدف معادل دو برابر ریسک
مثال کاربردی از محاسبه نسبت R/R در معاملات
فرض کنید قصد خرید یک ارز دیجیتال با قیمت فرضی 100 دلار را دارید. حد ضرر را روی 95 دلار و حد سود را روی 110 دلار تعیین کردهاید. اعداد زیر را داریم:
|
مشخصات معامله |
مقدار |
|
قیمت ورود |
100 دلار |
|
حد ضرر |
95 دلار |
|
حد سود |
110 دلار |
|
ریسک بهازای هر واحد |
5 دلار |
|
سود هدف بهازای هر واحد |
10 دلار |
|
نسبت ریسک به ریوارد |
1 به 2 |
طبق محاسبات ذکرشده، نسبت ریسک به ریوارد، 1 به 2 است. حال اگر 10 واحد از این دارایی بخرید (1000 دلار)، زیان برنامهریزیشده شما 50 دلار و سود هدفتان 100 دلار است. البته طبیعی است که این عدد بدون در نظر گرفتن کارمزد و لغزش قیمت است. این مثال همچنین تفاوت حجم معامله و ریسک معامله را نیز روشن میکند: حجم معامله شما 1000 دلار است، اما زیان محاسبهشده تا حد ضرر 50 دلار خواهد بود.
رابطه پنهان میان نسبت ریسک به ریوارد و نرخ برد (Win Rate)
وین ریت (نرخ برد)، درصد معاملاتی است که با سود بسته میشوند. اگر از 100 معامله، 40 معامله سود ده باشد، نرخ برد شما 40 درصد است. اما این عدد بهتنهایی بیانگر سودآور بودن نیست. به عبارتی، در کنار سودی که به دست آوردهایم، باید بدانیم که در باختها چه مقدار از دست دادهایم.
برای بررسی این رابطه از شاخصی با نام «امید ریاضی» استفاده میکنیم. امید ریاضی یعنی میانگین نتیجه مورد انتظار در هر معامله:
امید ریاضی = (احتمال برد × میانگین سود) − (احتمال باخت × میانگین زیان)
در این فرمول، احتمالها بهصورت اعشاری وارد میشوند. برای نمونه، نرخ برد 40 درصد برابر با 0٫4 است. اگر سود حاصل از هر برد، دو برابر زیان حاصل از هر باخت باشد، نرخ برد سربهسر از این فرمول به دست میآید:
نرخ برد سربهسر = 1 ÷ (1 + سود به زیان) × 100
در نسبت ریسک به ریوارد 1 به 2، نرخ برد سربهسر حدود 33٫33 درصد است. به عبارتی، این نرخ به ما میگوید که پیش از هزینهها، بردن حدود یکسوم معاملات برای جبران زیان بقیه کافی است.
جدول نسبت ریسک به ریوارد و وین ریت
|
نسبت ریسک به ریوارد |
سود هر برد بهازای 100 دلار زیان هر باخت |
نرخ برد سربهسر، پیش از هزینهها |
|
1 به 0٫5 |
50 دلار |
66٫67٪ |
|
1 به 1 |
100 دلار |
50٪ |
|
1 به 1٫5 |
150 دلار |
40٪ |
|
1 به 2 |
200 دلار |
33٫33٪ |
|
1 به 3 |
300 دلار |
25٪ |
|
1 به 4 |
400 دلار |
20٪ |
|
1 به 5 |
500 دلار |
16٫67٪ |
باید توجه شود که اعداد ذکرشده در جدول با فرض زیان ثابت در هر باخت و سود ثابت در هر برد محاسبه شدهاند. برای سودآوری، نرخ برد باید از مقدار دقیق سربهسر بالاتر باشد؛ کارمزد و دیگر هزینهها نیز این آستانه را افزایش میدهند. مثلاً با 10 معامله، چهار برد 200 دلاری و شش باخت 100 دلاری، نتیجه برابر است با:
800 دلار سود − 600 دلار زیان = 200 دلار سود پیش از هزینهها
نکته مهم این است که در ارزیابی عملکرد، باید سود و زیان واقعی را ملاک بگیرید. اگر معاملات را با هدف 1 به 3 باز میکنید، اما اغلب زودتر میبندید، نمیتوانید نرخ برد خود را با ردیف 1 به 3 جدول مقایسه کنید. خروج پلهای و جابهجایی حد ضرر نیز میانگین نتیجه معاملات را تغییر میدهند.

بهترین نسبت ریسک به ریوارد در بازارهای مالی چقدر است؟
باتوجه به توضیحاتی که پیشتر دادیم، پرواضح است که بهترین نسبت ریسک به ریوارد برای همه تریدرها عدد ثابتی نیست. نسبت مناسب باید با توجه به وینریت واقعی، روش خروج، هزینه معاملات و شرایط بازار هماهنگ باشد. برای دیدن تفاوت، دو روش فرضی را در نظر بگیرید. ریسک هر معامله را یک واحد فرض میکنیم:
|
روش معاملاتی |
نسبت ریسک به ریوارد تحققیافته |
نرخ برد |
میانگین نتیجه هر معامله، پیش از هزینهها |
|
روش اول |
1 به 2 |
45٪ |
مثبت 0٫35 واحد ریسک |
|
روش دوم |
1 به 4 |
15٪ |
منفی 0٫25 واحد ریسک |
روش دوم سود بزرگتری در هر برد دارد، اما تعداد باختها باعث شده نتیجه کلی آن منفی باشد. بنابراین انتخاب یک استراتژی با ریسک به ریوارد بالا، صرفاً بهخاطر جذابیت عدد آن، کافی نیست.

برای پیداکردن نسبت مناسب، چند هدف سود را با قواعد ورود و حد ضرر یکسان روی دادههای گذشته بررسی کنید. سپس ببینید پس از هزینهها، کدام حالت میانگین نتیجه بهتر و افت سرمایه قابلتحملتری دارد. بررسی روی دادههایی که در تنظیم استراتژی استفاده نشدهاند و تمرین در حساب آزمایشی، به ارزیابی واقعبینانهتر کمک میکند. نکته قابل توجه این است که این منطق در فارکس، ارز دیجیتال و بازار بورس مشترک است. تفاوت در نوسان، نقدشوندگی، هزینه و شرایط اجرای سفارشهاست.
ابزارهای محاسبه ریسک به ریوارد در تریدینگ ویو و متاتریدر
برای محاسبات اولیه به نرمافزار پیچیدهای نیاز ندارید؛ ماشینحساب یا یک فایل اکسل هم کافی است. مزیت استفاده از نرم افزار محاسبه ریسک به ریوارد در این است که با تغییر ورود، حد ضرر یا حد سود، نتیجه سریعتر بهروز میشود و احتمال خطای دستی کمتر خواهد شد.
ریسک به ریوارد در تریدینگ ویو
برای نمایش نسبت ریسک به ریوارد در تریدینگ ویو میتوانید از ابزارهای ترسیمی Long Position برای خرید و Short Position برای فروش استفاده کنید:
1. ابزار متناسب با جهت معامله را انتخاب کنید و روی نمودار قرار دهید.
2. خط ورود را روی قیمت موردنظر تنظیم کنید.
3. محدوده حد ضرر و حد سود را جابهجا کنید یا قیمتها را در تنظیمات ابزار وارد کنید.
4. عدد نسبت و فاصله هر سطح را بخوانید.
عدد نمایشدادهشده در بخش Risk/Reward Ratio این ابزار، از تقسیم ریوارد بر ریسک به دست میآید؛ بنابراین عدد 2 یعنی ریسک به ریوارد 1 به 2. رسم این ابزار بهتنهایی سفارش معاملاتی ثبت نمیکند.

ریسک به ریوارد در متاتریدر
در متاتریدر میتوانید قیمت ورود، Stop Loss و Take Profit را مشخص کنید و نسبت را از فاصله این سطوح به دست آورید. در نسخه دسکتاپ متاتریدر 5، هنگام جابهجایی سطوح معاملاتی روی نمودار، اطلاعات سود یا زیان احتمالی نیز در راهنمای ابزار نمایش داده میشود.
برای نمایش مستقیم نسبت و محاسبه حجم، ابزارهای جانبی هم وجود دارند. مثلاً در بازار MQL5، محصولی با نام Risk Reward Ratio عرضه شده که طبق توضیح سازنده، نسبت، سود و زیان احتمالی و حجم متناسب با ریسک انتخابی را محاسبه میکند. این اندیکاتور محاسبه ریسک به ریوارد افزونه شخص ثالث است و نباید آن را ابزار پیشفرض متاتریدر دانست.
پیش از استفاده از هر افزونه، سازگاری آن با MT4 یا MT5، مشخصات نماد و نحوه لحاظکردن هزینهها را بررسی کنید. یک محاسبه دستی ساده هم کمک میکند مطمئن شوید خروجی ابزار را درست میخوانید.

نکات مهم و اشتباهات رایج در مدیریت سرمایه و تعیین نسبت ریسک به ریوارد
به عنوان جمعبندی، شایسته است در روند مدیریت سرمایه و محاسبات نسبت ریسک به ریوارد، نکات مهم زیر را در نظر داشته باشید تا بتوانید در حد امکان از اشتباهات رایج جلوگیری کنید.
1. حد ضرر را بدون منطق برای تغییر نسبت جابهجا نکنید.
ابتدا مشخص کنید در چه قیمتی دلیل ورود شما دیگر معتبر نیست. نزدیککردن بیدلیل حد ضرر، فقط برای تبدیل نسبت 1 به 2 به 1 به 4، ممکن است باعث خروج با نوسان عادی قیمت شود.
2. هدف سود باید پشتوانه تحلیلی داشته باشد.
اگر بین ورود و هدف خرید، مقاومت مهمی وجود دارد، نمیتوان صرفاً برای رسیدن به نسبت دلخواه آن را نادیده گرفت. نسبت جذاب روی نمودار، احتمال رسیدن قیمت به هدف را افزایش نمیدهد.
3. نسبت را با درصد ریسک حساب اشتباه نگیرید.
دو معامله با نسبت 1 به 2 میتوانند یکی 1 درصد و دیگری 10 درصد حساب را در معرض زیان قرار دهند. برای مثال، در حساب 5000 دلاری، بودجه ریسک فرضی 1 درصد برابر با 50 دلار است. حجم باید با همین بودجه و فاصله حد ضرر هماهنگ شود. این اعداد صرفا مثال محاسباتیاند.
4. هزینهها را از محاسبه حذف نکنید.
کارمزد، اسپرد و هزینه نگهداری موقعیت میتوانند سود خالص را کاهش دهند. اگر سود و زیان ناخالص هدف 100 و 50 دلار باشد و در هر نتیجه 5 دلار هزینه جداگانه داشته باشید، سود خالص 95 و زیان نهایی 55 دلار میشود.
5. حد ضرر را تضمین اجرای دقیق ندانید.
در حرکتهای سریع قیمت یا نقدشوندگی پایین، خروج ممکن است با قیمتی متفاوت انجام شود. زیان محاسبهشده پیش از ورود، برآوردی بر اساس شرایط اجرای فرضشده است.
6. افزایش اهرم، نسبت را بهتر نمیکند.
با ثابتبودن ورود و خروجها، اهرم بیشتر بهخودیخود نسبت سود به زیان را تغییر نمیدهد. اگر با آن حجم بیشتری بگیرید، مبلغ سود و زیان هر دو بزرگتر میشوند.
7. نتیجه واقعی را در ژورنال ثبت کنید.
در کنار نسبت اولیه، سود و زیان نهایی، خروجهای پلهای و هزینهها را بنویسید. تصمیم درباره نسبت ریسک به ریوارد مناسب باید بر عملکرد مجموعهای از معاملات تکیه کند؛ چند برد متوالی برای قضاوت کافی نیست.
مقالات مرتبط
نظرات کاربران
جدیدترین




